بوی سیب میدهی دختر :)

هفت سال در بلاگفا نوشتم. بقیه اش را اینجا از سر میگیرم

اینستاگرام من : mahi.hashemi

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

ناله و ناله و ناله

پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۴۰ ق.ظ

قبول کنیم که بعضی از ما از غصه‌دار بودن خوشمان می‌آید. از اینکه اگر دردی هست، هرچند کوچک، به آن بال و پر دهیم و بزرگش کنیم. حس می‌کنم این جریان در ما جماعت وبلاگ‌نویس-چه آنهایی که هنوز در وبلاگ می‌نویسند و چه آنهایی که به سایر فضاهای اجتماعی روی آوردند-  پررنگتر بوده و شکل اختلال به خود گرفته است. بارها دیدم و شنیدم و خواندم از رنج‌هایی که کلمات عمیق و اسف‌بار توصیفشان کردند، اما کمی بعد فهمیدم که چیزی بیشتر از ناله‌ای خفیف نبودند. من هم وبلاگ‌نویسم. من هم به این اختلال مبتلام؛ شاید با شدت کمتر ولی نمیتوان منکر آن شد. ما می‌نویسیم که دیگران بخوانند. دیگران می‌خوانند و بنا به ماهیت نوشته، گاهی تحسین می‌کنند و گاهی تخریب، گاهی انتقاد و گاهی هم همدردی/ترحم. ما از اینکه حس ترحم دیگران را فعال کنیم خوشمان می‌‌آید. قبول کنیم که گاهی کیف می‌کنیم وقتی کسانی که ندیدیم و نمی‌شناسیم، جویای احوال خراب و نزار ما می‌شوند و با ما همدردی می‌کنند.

 ما گاهی غمگین می‌شویم، به غمگینی کودکی که مادرش را گم کرده یا بیماری که دارویش با گرانی دلار کمیاب شده یا زاینده‌رودی که خشک است و از این دست غم‌های عمیقِ دهن پرکن؛ تنها و تنها برای اینکه عادت کردیم به چسناله!

  • ماهی

نظرات (۱۶)

-___-
  • الهام اسماعیلی
  • نیاز به غمگین بدن رو گاهی در وجود خودم حس میکنم.
    نه عزیز من چسناله چیه آخه
    ماهیت هنر اغراقه برای دیده شدن

  • عطیه میرزاامیری
  • رنج یه آدم برای خودش بزرگه(هرچند به چشم ما ناچیز بیاد) و نحوه‌ی بیانش به خودش مربوطه!
    من قبول دارم بعضیا شورشو در میارن ولی شاید با این حرکت حالشون خوش بشه و گفتن و نوشتن ازش یکم بهبودشون بده!

    غم هرکس به اندازه خودش قابل احترام است ...هرچند از نگاه ما کوچک ‌.
    من فک میکنم این یه چیز فراگیرتریه . یه جورایی همه در خلوتشون این شکلین. انقدر همه چیز زودگذر شده که آدما به دوام غمشون احساس زندگی میکنن. تا از اون بی تفاوتی و از اون دلزدگی فاصله بگیرن.
    حالا وبلاگ نویسا بیشتر نمود داره. شاید به دو تا دلیل. یا یکی برای دل خودش می نویسه و غم رو میشه بهتر نوشت و همین نوشتنش التیام بخشه. یکی هم که برای مخاطبش می نویسه از غم می نویسه چون حس مشترکیه با همه ی تفاوت هاش که میتونه همدلی تولید کنه
    خیلی بی ادب شدی جدیدا خانم هاشمی
    به نظرم فقط غم نیس.
    خب به نظر منم خیلی شادی ها ارزش کلمه شدن ندارن! ولی همونا رو همین وبلاگ نویسا با چنان شعفی تبدیل به کلمه های درخشنده میکنن که انگار اونی که جای اونا نبوده، 3 تا جون کمتر داره!
    همیشه همه چیزایی که درباره شادی مینوسن هم واقعن چیزای لانگ لستینگی نیست. شاید به نظر من اصن ارزش گفتن نداشته باشه. ولی مینویسن. هم بلاگرا هم اینستاگرمرا!
    کلن به تایپ آدما بستگی داره. هیچ وقت نمیشه گفت دقیقن چی ارزش کلمه شدن داره و چی نداره. تا وقتی برای غم و شادی کلمه داریم، میتونیم درباره هرچیز شاد و غمگینی بنویسیم.
    آدم گاهی به غم های گذشته خودش هم میخنده که چرا من اون موقع انقدر از این مسئله کوچیک ناراحت بودم! و این طبیعیه که غم های بقیه گاهی به نظرمون کوچیک بیاد یا حتی غم های ما توی نظر بقیه کوچیک بیاد
    بله تا حدی
    پاسخ:
    ...
    سلام مهشاد جان
    من دنبال کننده ی کانالت بودم
    میشه بگی الان کجایی؟گپ یا سروش؟
    پاسخ:
    سلام :)
    همچنان توی تلگرام هستم
    ما تو عزاداری و غم دکتری داریم
    ولی تو شادی و ابرازش به دیگران دیپلم هم نداریم.
    پاسخ:
    آره متاسفانه
    دیگه وقتشه چسناله رو به عنوان یه ژانر به جهانیان معرفی کنیم...
    پاسخ:
    خیلی هم ژانر پرطرفداریه
    چسناله رو خیلی خوب اومدی :-))))
    پاسخ:
    :D
    هر رسانه ای یه ماهیتی داره. آدما دوست دارن خوشی هاشونو "نشون بدن" و غماشونو "تعریف کنن". برای همین خوشیاشون میشه عکس میره توی اینستاگرام و غماشون میشه کلمه و میره توی وبلاگ. این که دیگه محاکمه کردن نداره!
    پاسخ:
    بحث محاکمه کردن نیست. بحث اینجاست که بعضی از غم ها واقعا ارزش کلمه کردن ندارن یا خیلی فراتر از اون چیزی که هستن نشون داده میشن
    راست میگی منم خودم قبلنا خیلی اینجوری بودم ولی چندوقت پیش نشستم وبلاگمو خوندم و فهمیدم درست نیس انرژی منفی رو هی بیان کنم و منتشرش کنم ۰واسه همین حتی دلم بخواد غر بزنم مینویسم اما منتشرش نمیکنم۰دیگران گناه نکردن که حالشون گرفته بشه۰هرکسی به نوبه ی خودش ناراحتی هایی داره ۰
    پاسخ:
    از غم ها بنویسیم ولی نه هر روز و هر دقیقه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">